«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361،مسعود كيميايي) آغاز كرد.
مسعود رسام كارگردان مجموعههاي تلويزيوني «خانه سبز» و «سرزمين سبز» : در اين شرايط فقط ميتوانم بگويم كه مرحوم «شكيبايي» خيلي انسان خوبي بود، آدمي كه عاشق خانوادهاش بود و زماني كه خانه سبز را با هم كار ميكرديم، ميليونها نفر به او ابراز علاقه ميكردند.
اين فرد عاشق خانوادهاش بود و هميشه به همسر و فرزندانش فكر ميكرد. خاطرم هست آن زمان كه خانواده سبز را ميساختيم، همسر مرحوم شكيبايي به لوكيشن ميآمد و ساعتها منتظر او ميماند تا تنها به خانه بر نگردد.
خسرو يك انسان كامل بود كه با توجه به مقام كاري اش هميشه با گذشت و فروتني با ديگران رفتار ميكرد و با همه همدل و مهربان بود. او براي همه پدر، برادر، عمو، دوست و ... بود و همه دوستش داشتند كه البته دليل آن امواج مهرباني كه از او ساطع ميشد.
افرادي مانند خسرو شكيبايي جزو استثنائات هستند و من بزرگترين حرفي كه از او ياد گرفتم، اين بود كه هيچ وقت بازي نميكرد و شرايط قصه را باور ميكرد. همه چيز از درونش ميجوشيد و بيرون ميآمد. خصوصيات منحصر به فرد خود را داشت و بازيگري بود كه خيلي براي كار احترام قائل بود و زحمت ميكشيد.
اگر در صحنه مشكلي در بخش ديگري اتفاق ميافتاد، او در رفع آن ميكوشيد زيرا فكر ميكرد آنچه مخاطب خواهد ديد، نتيجه كار گروهي است و اگر در گوشهاي مشكلي پيش بيايدبر كل كار اثر نامطلب خواهد گذاشت.
رسام گفت: خسرو شكيبايي عاشق محبتهاي مردم بود و در اين جريان سيال زندگي ميكرد.
حسن فتحي كارگردان سريالهايي چون «مدار صفر درجه»، «شب دهم» و «پهلوانان نميميرند» گفت: متاسفانه من نتوانستم در آثاري كه ساختهام از مرحوم «خسرو شكيبايي» استفاده كنم.
هيچكدام از افراد هم نسل من بازي او را در سينما با نقش هامون و در تلويزيون با نقش شهيد مدرس هرگز فراموش نخواهيم كرد و آرزوي هر كارگرداني در ايران بود كه در يكي از آثار خود از او استفاده كند و من هم متأسفم. هم از بابت فوت زودهنگام او و هم براي خودم كه فرصت نشد با او همكاري كنم و اين حسرتي است كه تا قيام قيامت بر دل من نشست.
وقتي نگاه ميكنم به تربيت و شكل گيري بازيگران هم نسل شكيبايي و ورود آنها را مقايسه ميكنم با بازيگران فعلي، ميبينيم كه تفاوت از زمين تا آسمان است. هرقدر نسل شكيبايي با رنج و سختي قدمها و گامهاي پر پيچ و خم اين مسير را پيمودند و در اين مسير صبر پيشه كردند و به جايگاهي رسيدند كه واقعا برازنده آنها بود، متأسفانه نسل جواني كه اين سالها و ماهها و روزها وارد سينما ميشوند، مراحل و مدارج خود را يكشبه طي ميكنند و نتيجهاش اين است كه كيفيت بازيگري در سطح بازيگران جوان تقليل پيدا كرده است.
شما هنوز وقتي از بازيهاي خوب صحبت ميكنيد، بايد از نسل انتظامي، رشيدي، مشايخي، پرستويي، شكيبايي و ... ياد كنيد و هنوز با قطعيت نميتوان از بازيگري بازيگران جوان گفت و اين بر ميگردد به اينكه بازيگران قبلي تلاش ميكردند، مطالعه ميكردند و پله پله پيش ميرفتند. درست برعكس نسل جديد كه همه چيز را سهل و آسان ميخواهد و به همين دليل خيلي در كار خود موفق نيست.
به هر حال ما در اين زمينهها هميشه بايد حسرت و دريغ بخوريم و دائم نگاهمان به گذشتگاني باشد كه يك به يك از دست ما ميروند، بدون اينكه آيندگاني بتوانند اين فضا را پر كنند. اين مسأله يكي از تراژديهاي تاريخ اجتماعي ماست و اميدوارم به جايي نرسيم كه فقط آه بكشيم و حسرت بخوريم.
محمد رضا هنرمند كارگردان سينما و وتلويزيون كه در سري اول سريال «كاكتوس» با مرحوم شكيبايي همكاري كرده است گفت: از شنيدن خبر درگذشت «خسرو شكيبايي» بسيار متاسف شدم و افسوس ميخورم كه اين اتفاق چرا بايد در زمانی بيافتد كه سينمايي ما در همه حوزهها به ويژه حوزه بازيگري فقير است، اين اتفاق بيافتد؟
او از جمله اساتيد و نوابغ ما بود كه خيلي زود ما را ترك گفت و از اين پس ما فقط بايد به خاطر فقدان او تاسف بخوريم.
ما هرگز ديگر مثل خسرو شكيبايي نخواهيم داشت. چون هيچكس مثل ديگري نيست و تربيت شخص ديگري مانند او زمان زيادي ميبرد و ما زمينهاي براي تربيت بازيگر نداريم و امثال خسرو شكيبايي هم با چنگ و دندان و زحمت جايگاه خود را تثبيت كردهاند.
اگر همه چيز به خوبي و ايدهآل حركت كرده و پيش برود، فقط احتمال دارد در دهههاي بعدي كسي به قدرت و توانايي شكيبايي ظهور كند.
خبرگزاری ها