لرستان /خرم اباد / رخدادی ناخوشایند برای موسيقي لري ( مراسم بزرگداشت استاد رضا سقايي در تهران )
در وضعيت فعلي كه هنرمند موسيقي بسيار غريب بوده و حتي در ميان نزديك ترين دوستان خود بشدت احساس غربت مي كند و شرايط به گونه اي براي وي ترسيم شده كه گويا در غريبستان گذران عمر مي نمايد، كوچكترين غفلت در جهت عدم توجه به در كنار هم بودن فاجعه اي است بسيار بزرگ، چه رسد به اينكه هنرمندان خود بستري را مهيا نمايند كه بذر نفاق و تفرقه به سرعت در مزرعه موسيقي رشدو نمو كرده و انشقاق جايگزين هم انديشي ، همفكري و همياري آنان گردد.
در روزگاري كه روز مره گي برصاحبان فكر و انديشه سايه افكنده است و فرصت طلبان براي دريافت امتيازات مادي و معنوي قلم ها و آواهاي متعهد را به خدمت مي گيرند آنهم در جهت منافع شخصي و پس از كام گرفتن، صاحبان طلاي خاكستري را به مسلخ مي برند، آواها را در نطفه خفه نموده، قلم ها را غلاف مي كنند و يا در نوع مثبت نگري و خوشبينانه، فرمان خاموش باش را صادر مي كنند، عدم تحمل همديگر آنهم توسط هنرمندان كه قشر ممتاز و برجسته اي از جامعه مي باشند نه تنها نتيجه مخربي براي هنرمندان در تمامي زمينه هاي هنري در پي خواهد داشت، بلكه شرايطي مهيا مي گردد كه مناديان دروغين و مدافعان غيرواقعي هنر و هنرمند ميدان دار عرصه هاي مختلف هنر نمايي گردند.
در وضعيت فعلي كه هنرمند موسيقي بسيار غريب بوده و حتي در ميان نزديك ترين دوستان خود بشدت احساس غربت مي كند و شرايط به گونه اي براي وي ترسيم شده كه گويا در غريبستان گذران عمر مي نمايد، كوچكترين غفلت در جهت عدم توجه به در كنار هم بودن فاجعه اي است بسيار بزرگ، چه رسد به اينكه هنرمندان خود بستري را مهيا نمايند كه بذر نفاق و تفرقه به سرعت در مزرعه موسيقي رشدو نمو كرده و انشقاق جايگزين هم انديشي ، همفكري و همياري آنان گردد.
بديهي است در چنين شرايطي بايستي طرحي نو در انداخت و داعيه دفاع از موسيقي و هنرمند را نه به صورت شعارهاي در اماتيك و تحقق نيافتني بلكه بصورت عقلايي و نشأت گرفته از مباني ديني و اخلاقي فرياد گونه سرداد تا فرهنگ موسيقيايي قوم لر به بار بنشيند.
اتفاق ناخوشايندي كه در مراسم بزرگداشت استاد رضا سقايي در تهران رخ داده به نظر مي رسد در حدي غير اخلاقي و نامتعارف بوده كه جبران آن ساليان سال زمان مي خواهد چه اينكه رفتارهاي انساني وقتي خارج از ادب و نزاكت باشد تاثير منفي آن بر افرادي كه حاضر در ميانه باشند اصلاً فراموش شدني نيست. بدين سبب بايستي از آن به عنوان بد اخلاقي اجتماعي و فرهنگي ياد نمود اما علت اين اتفاق كه بايستي آن را مصيبتي براي قوم لر ناميد دلايل مختلفي دارد كه هر كدام در جاي خود قابل تعمق و كالبد شكافي مي باشند و اينجانب مختصراً اشاراتي به آن عوامل خواهم نمود.
اولاً انجمن لرستانيهاي مقيم مركز كه باني جلسه بوده اند اگر توانايي مديريت وسازماندهي چنين مراسمي را ندارند هرگز نبايستي خود را درگير اينگونه برنامه ها نموده و در نهايت به علت عدم برنامه ريزي و نبود مديريت واحد شرايط را به گونه اي ترسيم نمايند كه فرهنگ قوم لر، هنرمند لر و آبروي قوم لر توسط عده اي سهواً و يا عمداً به سخره گرفته شود.
لازم به تذكر است كه در اين چنين شرايطي اولين كسي كه زيان ديده و سزاوار اين گونه برخوردها نيست جناب استاد رضا سقايي مي باشد و همين نكته حساس عاملي مي گردد كه جهت زدودن زنگارهاي بوجود آمده بر پيكر موسيقي لرستان بر اين باور باشيم كه نقش پررنگ افراد ذي نفوذي چون ايرج رحمانپور، فرج عليپور، درويش رضا منظمي، انجمن لرستانيهاي مقيم مركز و ساير بزرگاني كه به هرشكل با دوستان هنرمند مأنوس بوده و يا دل در گروه لر و لرستاني و هنر اين منطقه دارند اجتناب ناپذير بوده و بيش از اين درنگ جايز نيست و نخواهد بود. اهالي كوهسار زاگرس منتظر همت مردانه شما طلايه داران فرهنگ و هنر ديار خود مي باشند.
شهر بئ كِش و ساكت
وَختي دو كِشمات و ظلمات
دل مردم پر دهِ دردهَ
مه صداته مئ شناسِم ..
متن كامل در نشريه اينترنتي لور