«اين دفتر را باد ورق خواهد زد» پنجمين مجموعه شعر شهاب مقربين است.آنچه در اين مجموعه در مقايسه با کتابهاي قبل، بيشتر جلب توجه ميکند، نرم شدن زبان شعرهاست؛ به شکلي که بيان در شعرها مسيري را طي ميکند که هيچ ديوارهاي ميان شاعر، مخاطب و شعر (زبان) ديده نميشود.
با اينکه حافظه خوبي براي حفظ کردن شعر از خود سراغ ندارم، اما يکي از معدود شعرهايي که به خاطر سپردهام، شعرکوتاهي است از شهاب مقربين، هر جا که برف ميبينم، يا درختي که با جامهاي از برف پوشيده است، بياختيار زمزمه ميکنم:
برفي سنگين نشست
درختي زيبا شد
درختي شکست
«اين دفتر را باد ورق خواهد زد» پنجمين مجموعه شعر شهاب مقربين است.آنچه در اين مجموعه در مقايسه با کتابهاي قبل، بيشتر جلب توجه ميکند، نرم شدن زبان شعرهاست؛ به شکلي که بيان در شعرها مسيري را طي ميکند که هيچ ديوارهاي ميان شاعر، مخاطب و شعر (زبان) ديده نميشود. ساده بودن زبان همتاي مناسبي است براي تصويرهايي که شاعر باتوجه به فضاسازي و موقعيت شعرها به کار ميبرد وآنچه حاصل ميشود نتيجه مناسبتري است براي شعري که بنا دارد معنا و مفهوم خود را قبل از هر چيز ديگري با صراحت و البته سادگي به مخاطب القا کند و نيک ميدانيم در متنهايي که اصالت به معنا داده ميشود، حضور روايت آشکار را نميتوان ناديده گرفت، روايت از معناهاي مستتر در ذهن شاعر آغاز ميشود و بعد از طي مسير طبيعي خود، بدل به شعري ميشود که ميل شديدي به حرف دارد.
ميل به روايت، زبان ساده وتوصيف موقعيت، دلايل خوبي هستند که شعر را به سمتي فريب دهند که فضايي فاقد پرسپکتيو و عمق لازم در آن ايجاد کنند و همين امر، دليلي کافي است که ميان مخاطب کم حوصله (و ايضا پرحوصله) با متن فاصله و شکافي عميق ايجاد شود.
با نگاهي به مجموعه شعر «اين دفتر را باد ورق خواهد زد»، زود ميشود فهميد که «مقربين» به سرعت درك كرده است که با توجه به ساختار دروني و بيروني شعرش، بايد از شعرهاي بلند پرهيز کند و ميل به روايت در شعرش را سرکوب کند تا بتواند جهانواره آن را موجزتر بنا کند. جز دو، سه نمونه شعر بلند، اين دفتر را معمولا شعرهاي متوسط و اغلب کوتاه تشکيل ميدهند.
به گمانم «شهاب مقربين» شاعر شعر کوتاه است و وجوه شعرياش مناسبت مناسبي با مشخصات شعر کوتاه دارد. زبان ساده و نرم، تخيل تصويري، بار معنايي شعر و اتفاقهايي که در شعرش ميافتند همگي دادههايي هستند که ميتوانند بر مختصات شعر کوتاه منطبق شوند تا ما بتوانيم شعري دلپذير بخوانيم.
خلق فضا در چند سطر کوتاه کار سادهاي نيست، به گمانم در اغلب شعرهاي کوتاه و موفق «مقربين» آنچه که نظر ما را جلب ميکند تصوير شعر است؛ آنچه که ما را راضي نگاه ميدارد زبان سره و آرام شعرها؛ و آنچه که ما را مجاب ميکند معناي پيدا و پنهان شعرهاست. در شعرهاي مقربين نبايد در جستوجوي فرم و ساختار خاصي بود و يا اينکه فکر کنيم زبان شعرها قرار است بدل به جولانگاهي شود که شاعر بتواند با آن، بيقراريهاي شعرش را در ذهن مخاطب قرار دهد.
در اغلب شعرها، تخيل شاعر منجر به خلق تصاويري ميشود که مخاطب در برخورد اوليه و بيروني خود خيلي زود با آنها ارتباط برقرار ميکند. منظور اين است که بار اصلي ارتباط متن با مخاطب به عهده بيان تصويري شعر است.تصاويري که در عين سادگي ميتوانند قوه خيال مخاطب را تحريک کنند. زبان سهل و ممتنع به خوبي از عهده ارائه تصويرها برآمده تا معنايي که در ذهن شاعر شکل گرفته است را به مخاطب منتقل کند:
هفت سر دارد
هريک بازيچه دستي
بر باد ميرود
تنها با يکي فرياد ميکشد
پيرمرد بادکنک فروش. (ص 46)
فراموش نکنيم ارتباط مناسب ميان متن و مخاطب يکي از راههاي ماندگاري هر اثري است.
رسول رخشا /اعتماد ملي