کمدي الهي اثر دانته تا به امروز يکي از تجليات قريحه و نبوغ انساني و هنر بشري است. اين ترجمه نخستين بار بيش از 40 سال پيش به زبان فارسي توسط شجاع الدين شفا در ايران منتشر شد و امروز بعد از گذشت سال ها توسط محسن نيکبخت دوباره ترجمه شده است. به همين مناسبت "روزنامه اعتماد" با مترجم اين کتاب به گفت وگو نشسته است
---
-کمدي الهي دانته بيش از 40 سال پيش ترجمه شده بود، چه شد که به فکر ترجمه دوباره آن افتاديد؟
با اينکه بسيار به اين کتاب علاقه مند بودم اما اصلاً به فکر ترجمه آن نبودم و آن را در حد کتاب هاي بزرگي مثل حافظ مي دانستم. آنقدر اين کتاب را در مقام و طراز بالايي مي ديدم که فکر نمي کردم روزي دست به کار ترجمه آن بشوم. در واقع ناشر از من خواست آن را ترجمه کنم. او دنبال کسي بود که ساده نويس و امروزي نويس باشد و بين چندين نفر سرانجام من انتخاب شدم.
-ترجمه مجدد از يک اثر به دليل ضعف هاي ترجمه پيشين است يا تغيير و تحولي که در زبان روي مي دهد و ضرورت يک ترجمه را آشکار مي کند؟
اين کتاب به هر زباني که باشد ايتاليايي، آلماني، انگليسي يا فرانسه به هر حال کتاب بسيار دشواري است. وقتي در اعماق شعر وارد مي شويد مي بينيد که بسياري از کلمات و اصطلاحات بسيار دشوار و بغرنج است. زماني که ترجمه آن را پذيرفتم فکر کردم اگر قرار باشد مثل همان ترجمه قبلي را تکرار کنم با همان کار دشوار و واژه هاي سخت و عبارات ديرفهم، بهتر است کار نکنم. مگر اينکه طبق روش خودم باشد يعني تا جايي که امکان دارد با ساده ترين کلمات و عبارات که لطمه يي به مفهوم شعر نخورد ترجمه را شروع کنم. در اينکه کارهاي آقاي شفا در ترجمه آثار کلاسيک بهترين است شکي نيست ولي ما تصميم گرفتيم کمي از لحن کتاب را هم تغيير دهيم و اندکي آن را شعرگونه کنيم. در واقع تلاش کرديم خيلي آن را امروزي تر کنيم، وگرنه هيچ ضعف يا کاستي در ترجمه قبلي نبوده و بسيار هم ترجمه رسا و محکمي است.
-در جهاني که مدرنيته را تجربه مي کند و وارد ساحت جديدي شده است، کمدي الهي چه حرفي براي گفتن دارد؟
اتفاقاً من فکر مي کنم در اين دنيا و اين جامعه و اين صنعت و مدرنيته شدن اين کتاب حرف دارد. در اين زمان ما گاهي انسانيت و بعد الهي خود را فراموش مي کنيم و متاسفانه به سمت خوي شيطاني مي رويم. در اين شرايط اين گونه کتاب ها به آدم نهيب مي زند که کمي آرام تر... درست است که اين کتاب را يک مسيحي متعصب نوشته ولي براي ما مسلمان ها هم خوب است. شايد اصلاً او اين کتاب را براي چنين دوراني نوشته است.
-کمدي الهي پس از انتشار خود تاثير بسياري بر ادبيات و هنر غرب گذاشت. چرا اين اتفاق در ايران نيفتاد و ردپاي اين کتاب بزرگ را کمتر در ادبيات و هنر ايران مي بينيم؟
شايد به اين دليل است که ما خودمان مشابه اين کتاب را داشته ايم. کتاب هايي مثلاً ارداويرافنامه، يا سنايي در سير العباد الي المعاد در بعضي از اشعارش ابياتي دارد که به چنين سفرهاي معنوي اشاره کرده. بنابراين چون در اروپا مانند اين کتاب کم بوده من فکر مي کنم ناگهان وجود اين کتاب خيلي نمود پيدا کرده است. يعني در زمان سياه مسيحيت که همان دوران دانته بوده پيدايش چنين کتابي باعث خيلي تغييرات در جامعه آن روز اروپا شده. مورد ديگر اينکه اين کتاب را يک مسيحي نوشته پس نظراتش با يک مسلمان متفاوت است بنابراين ما خيلي به آن اجازه ورود به داخل جامعه خود را نداديم.
-با توجه به زبان و لحن کلاسيک دانته در کمدي الهي که قرن ها از آن مي گذرد، شما چه ترفندهايي را در ترجمه به کار برديد که بتوانيد آن فضاي زباني را به فارسي برگردانيد؟
يکي از فعاليت هايي که خيلي دوست دارم، ويراستاري است. اين کتاب را انگار سه بار ترجمه کردم. ترجمه اول همان رنگ و بوي کلاسيک را داشت. در ترجمه دوم کمي روان تر شد ولي احساس کردم اين کتاب هنوز از من نيست و بايد يک بار ديگر آن را با جديت بيشتر ويرايش کنم. و دفعه سوم با کمک هماهنگ کننده متون آن را با يک کتاب ديگر به زبان فرانسه تطبيق داديم و در نهايت بار سوم از آن لحن کلاسيک به زباني امروزي تر، فارسي تر و ساده تر تبديل شد. البته اميدوارم ضربه يي به اصل متن نزده باشم.
-شما کتاب را از زبان ايتاليايي ترجمه کرديد يا از يک زبان واسطه اين کار را انجام داديد؟
من اصلاً ايتاليايي نمي دانم و يکي از دلايل مان براي انجام کار جديد و جلوگيري از کار تکراري، اين بود که از زبان اصلي ترجمه نکنم، در واقع از زبان دوم که همان انگليسي بود، ترجمه کرديم.
-تاکنون کتاب هاي زيادي در دنيا درباره کمدي الهي و زواياي مختلف آن به چاپ رسيده است. چقدر از اين منابع، براي دقيق تر شدن ترجمه خود بهره برديد؟
از روزي که اين قرارداد را بستيم ناشر خيلي اصرار داشت کتاب سريع تر چاپ شود و واقعيت اين است که من هم خيلي دوست داشتم از کتاب هايي که پيرامون کمدي الهي نوشته شده بود، استفاده کنم ولي متاسفانه به خاطر کمبود وقت اين استفاده به حداقل رسيد و شايد فقط از چند مقاله که در مورد خود دانته يا کمدي الهي بود، استفاده کردم.
-شنيده ام مدت زيادي صرف اين کار کرديد. اين کار چقدر طول کشيد؟
ما اين قرارداد را سال 83 بستيم و کتاب سال87 براي چاپ آماده شد. در اين چهار سال پس از ترجمه کتاب سه بار توسط سه نفر مجزا ويرايش شد. يکي متن را ويرايش مي کرد و ديگري متن ويرايش شده را پس از هماهنگي با من براي دومين بار ويرايش کرد و نفر سوم متن شعر را با توضيحات و شکل هاي شعر تطبيق مي داد.
-انگيزه خاصي براي ترجمه اين کار دشوار داشتيد يا علاقه شخصي بود؟
من خيلي به اين کار علاقه داشتم. به نظر من اين کتاب مقدس است و مي خواستم به هر صورت کاري براي اين کتاب انجام دهم. من فکر مي کنم يک مترجم يا نويسنده براي کار بايد وارد کار بشود يا احساس کند خود اوست. مترجم بايد خودش اول کتاب را قبول داشته باشد. من به خاطر عشق به اين کتاب ترجمه آن را قبول کردم.
-چقدر از ترجمه اول اين کتاب استفاده کرديد؟
اميدوارم از ترجمه اول تاثير نگرفته باشم. سال ها است اين کتاب را دارم و بار ها هم آن را خوانده بودم البته هفت هشت سالي بود که نخوانده بودم چون بسيار درگير کار بودم و فرصت کتاب خواندن نداشتم. به هر حال حين ترجمه هيچ کمکي از آن نگرفتم.
-بعد از اين ترجمه طولاني قصد کار جديد داريد؟
زماني که مشغول ترجمه بودم ناشر چند کتاب ديگر براي من کنار گذاشته بود و من خود نيز حين انجام اين کار دو جلد کتاب کوچک نوشته ام.
واقعاً زماني که صرف ترجمه اين کار شد بسيار خسته ام کرد. گاهي تا نيمه شب طول مي کشيد. به هر حال فکر نکنم به زودي قصد کار ديگري داشته باشم.
-باز هم آثار کلاسيک ترجمه مي کنيد؟ از نظر اقتصادي به صرفه است يا تنها نيازمند انگيزه يي دروني است؟
اين ترجمه آنقدر مرا شيفته کرد که حس مي کنم من بعد از اين کتاب به دنيا آمدم. از نظر اقتصادي اصلاً به صرفه نيست فقط آن عشق است که آدم را به ترجمه اين کار تشويق مي کند